ریفکی شانس زیادی دارد به نظر می رسد همه چیز همانطور که او فکر می کند پیش می رود. مردم روستا او را به عنوان یک انسان مقدس معرفی می کنند. او فرماندار می شود و سعی می کند روستای خود را به مکانی بهتر تبدیل کند.