عبدالله مسلمان مؤمنی است که در کلبه ای کوچک وسط بیابانی در ایران زندگی می کند و از چاهی مراقبت می کند تا آب مسافران تشنه را تامین کند. روزی یکی از دوستان به نام عامر به او اطلاع می دهد که راهزن خلیل به جایی حمله کرده است...