بیلو مردی خوش قلب است که می خواهد با نازترین دختر روستا ازدواج کند اما برای گرفتن رضایت از پدرش به پول نیاز دارد. بهترین دوستش محمود راهی به او پیشنهاد می کند که به آلمان برود و در یک کارخانه کار کند تا پولش را پس انداز کند...