زنی به تنهایی روی صندلی پشت میزی در اتاقی در یکی از طبقات بالای یک آسایشگاه نشسته است. نورهای نقطهای روشن در شب پراکندهاند و گاهی بر پنجرهاش میتابند. او مدادها را تیز می کند و روی صفحه ای از یک کتاب کپی می نویسد. نوک مداد...