راویشانکار وانمود می کند که صاحب خانه مزرعه دوستش دنیس است وقتی بستگانش، سرهنگ منون، همراه با نوه هایش به ملاقات او می روند. دنیس و راویشانکار سعی می کنند ستایشگر پنهانی راویشانکار را در بین دختران پیدا کنند.