سلیم 26 ساله پس از چندین سال سوگواری بیحسی برای مرگ والدینش، در بخت آزمایی ایالات متحده برای پاسپورت شانس میآورد و برنده میشود. او تصمیم می گیرد که باغ زیتون خانوادگی را بفروشد تا پول کافی برای زندگی در منهتن جمع کند و شکسته شود...