سلیمان در پمپ بنزین کار می کند. یکی از مشتریانش کنان که تاجر است از او می خواهد که محافظ او باشد. سلیمان عاشق اویا است. کنان می خواهد از ازدواج آنها جلوگیری کند و با دختر فاحشه خانه اش چیچک نقشه می کشد. سیک...