پس از مرگ همسرش، زندگی لیلیا فقط حول محور دختر نوجوانش سلما می چرخد. در حالی که یک شب دیر وقت به دنبال سلما می گردد، لیلیا به طور تصادفی به یک کاباره رقص شکم برخورد می کند و اگرچه در ابتدا محفوظ بود و غافلگیر شده بود...