
روز به روز همان روال تکرار می شود. کارگر مهاجر، توبیاس هوروات، ساعت 5 صبح از خواب بیدار می شود، می شویید، اصلاح می کند، صبحانه می خورد و به سمت میدان اصلی می دود. اینجا، در شهرش در سوئیس، او به اتوبوسی میرسد که به محل کارش میرود، و در آنجا میبندد...