مجدی به قاهره نقل مکان می کند و در آنجا با همکار و دوستش سامی زندگی می کند، مجدی عاشق حنان می شود اما مادرش می خواهد که او با پسر ثروتمند دیگری ازدواج کند. سامی سعی می کند با دادن توصیه هایی به دوستش کمک کند که به او کمک می کند...