پونگشیک در یک زندگی کسل کننده زندگی کرده است و یک روز به طور تصادفی با دوست مدرسه ای مان سو ملاقات کرده است که زنانی را که رقص می آموزند فریفته و پول زنان ثروتمند را می مکد. پونگشیک مان سو را تحقیر کرد، اما به زودی مجذوب رقص شد...