کلاوس، مربی بوکس، شغل دومی را به عنوان کلکسیونر برای هولگر کوسه قرضی انجام می دهد تا بدهی های خود را بپردازد. ایگور به او کمک میکند، مردی سرسخت مانند آروارهها. وقتی کلاوس عاشق لورای تندخو می شود، مشکل ایجاد می شود.