گرگوریا، زن خانه دار مذهبی و اسکیزوفرنی پس از کشتن شوهر بدسرپرست و خیانتکار خود، مادرید را ترک می کند و به گالیسیا می رود تا از کلیسایی دیدن کند که در آن غریبه ای به او گفت که همه باید بروند، چه مرده و چه زنده. وقتی گر...