معلم جوان دبیرستان کنوت پدرسن در سال 1968 موقعیت جدیدی در لارویک پیدا می کند تا کار کند. او ازدواج می کند، اما مجذوب جنبش مارکسیست-لنینیست در حال ظهور در آن زمان می شود و با نینا، یک مارکسیست واقعا پرشور، رابطه برقرار می کند.