عفاف، زن جوان پریشان است که آرزوی خوشبختی را دارد، اما نمی داند کدام جاده به آنجا ختم می شود. در حالی که او آرزوی ثبات زندگی خانگی را دارد، دوباره خود را در حال دویدن می بیند. او با یک سری افرادی روبرو می شود که او را دوست دارند