وقتی کشاورز آیم پیگرنت همسرش را از دست میدهد، غم و اندوه او را کاملاً فرا نمیگیرد، بلکه از حجم عظیم کاری که ناگهان روی شانههایش میافتد، غرق میشود. در جستجوی همسر جدید، او به رومانی می رود و در آنجا با النا آشنا می شود.