در فرانسه و در جریان مبارزات استقلال الجزایر، مادر مسعود بیمار لاعلاج است و پدرش که نیاز دارد ساعت های طولانی در کارخانه کار کند، نمی تواند از او مراقبت کند، بنابراین تصمیم می گیرد او و برادر بزرگترش عبدالله را در آنجا بگذارد...