آدانا، شهر بزرگی در جنوب ترکیه، 1949. موزو، مردی جوان، درد دل وحشتناکی را تجربه می کند. او عاشق است اما عشقش گیج شده است. او پنج شش سال دیگر درسش را تمام می کند و می خواست با دختری که فقط دوستش دارد ازدواج کند...