مردم با رویای زندگی در رفاه به سوی بانکداران می دوند. کمیل پاداش بازنشستگی، حقوق سه ماه و خانه اش را هم می فروشد و تمام پولش را به بانکداران می دهد. یک روز به آنها خبر می رسد که بانکداران فرار کرده اند ...