رونی در یک روستای کوچک خواب آلود زندگی می کند و صاحب یک شرکت کوچک برای کالاهای یخ زده است. رویاهای روز، تبلیغات تماس، باند برنجی آتش نشانان، بازدیدهای هفتگی از شرینک او و اظهارات بدبینانه دوستش لارس در مورد گیتای هوایی...