ژرمیا، یک خیاط سالخورده/ وام دهنده، مردی منفور، پست و خسیس است که در خانه کهنه خود با مادر تمسخر و در بستر خود به تنهایی زندگی می کند. او رابطه ای بیمارگونه و وسواسی با پول دارد و از آن برای القای خود استفاده می کند...