
زمانی که پدرش در بیمارستان بستری است، آنتوان به خانه نقل مکان می کند تا به مادرش در رانندگی خواربار فروشی سیار کمک کند. او کلر را با خود می آورد، به این امید که او بیش از یک دوست شود. او در حومه شهر پروونس رانندگی می کند و عمدتاً به افراد مسن می فروشد.