دونا یک مکاشفه مست در شب مرغش دارد و تصمیم می گیرد که زندگی مجردی را از دست داده است. بنابراین چند روز مانده به پایان، او عروسی خود را با نامزد کارل لغو می کند و با دو دوست صمیمی خود - کارن، یک نابغه به خانه می رود.