ویکتور و مارگوت هر دو وکیل یک شرکت مشاوره بزرگ هستند و در خلوت یک زوج محکم تشکیل می دهند. با این حال یک روز آنها خود را در حال رقابت برای ارتقای شغلی مشابه می بینند. رابطه آنها چگونه در برابر نتیجه خواهد بود؟