دو غریبه برای اولین بار در یک پمپ بنزین قدیمی با هم آشنا می شوند. یکی ایستاده تا دوچرخهاش را بنزین بزند، در حالی که دیگری گیر افتاده است. با کمبود پول برای رسیدن به خانه، سعی می کند فاصله ای را که آنها را از آسمان جدا می کند به او بفروشد.