پدر شافیک می خواست که او سرآشپز شود، اما او ترجیح داد به جای آن به کشورش خدمت کند. در مرخصی سالانه خود از محل کار، شفیق، که اکنون یک سرباز جوان است، باید با خانواده، عروسش و باندی که درگیر فعالیت های غیرقانونی هستند، برخورد کند...