میچل پارکر مرده روی تخته سردخانه دراز کشیده است. در زندگی، «میچل» به ردههای پایین جمعآوری بدهیها خدمت میکرد، که در اطراف آن همه کثیفی و تفالههایی که دنیا عرضه میکرد، احاطه شده بود. او فکر می کرد که شانسش در آن است، وقتی در یک مجموعه معمولی...