
Hairi در Klon Technologies در جستجوی واکسنهای جدید برای بیماریهای جدید کار میکند. او برای نزدیک شدن به تانیا، دختری که دوستش دارد (منشی پروفسور کلون) خجالتی است و آنقدر بی دست و پا است که مارمولکی «سیکاک» را که در فنجان قهوه اش افتاده است ببلعد...