خانواده کوزچو اوغلو که نسلها در مزرعه خود در هاتای زندگی میکنند، وقتی دمیر، یک تاجر موفق، به شهر نقل مکان میکند، با چالشهایی مواجه میشوند. دمیر قصد دارد از خودکشی مادرش در رودخانه عاصی انتقام بگیرد.