
منطقه اطراف کاتالان در ایالت گویس برزیل خشک و بسیار خشک است. زندگی ساندرو در اینجا به همان اندازه خشک است - تا حدودی یکنواخت. او در یک کارخانه کود شیمیایی کار می کند و روزهای خود را بین باشگاه شهری، کار، فوتبال با دوستان و مهمانی های شهری تقسیم می کند. او رابطه جنسی صرفاً با همکار خود ریکاردو دارد. به نظر می رسد او همیشه یک خارجی است، نه در پوست خودش راحت است، نه واقعاً تعلق دارد. هنگامی که مایکون، مردی مستقیماً از یک تصویر تام فنلاند، در شهر کوچک آنها ظاهر می شود و با ریکاردو معاشقه می کند، احساس حسادت فزاینده ساندرو باعث تغییر در حرکت می شود.