پروسپرو تبعید شده با دخترش میراندا در جزیره ای متروک زندگی می کند. هنگامی که برادر غاصب پروسپرو از جزیره عبور می کند، پروسپرو طوفانی را در ذهن تداعی می کند که کشتی را خراب می کند و زندگی همه آنها را تغییر می دهد.