ژوزفین سایمون یک سالاد ساز است که سعی می کند در آخرین شهر روی زمین از آنجا عبور کند. یک روز او یکی از اعضای نزدیک رئیسش را نجات می دهد و به او فرصتی داده می شود تا با یکی از عزیزانش متحد شود. با این حال، در راه خانه، دنیا به هم میریزد.