مادری زحمت می کشد تا پول پس انداز کند تا جاده ای در روستای هیمالیا بسازد تا پسرش را که روی صندلی چرخدار نشسته است برای فیزیوتراپی ببرد، اما شوهرش که معتقد است مراسم شمنی «جاگار» چاره است، پس انداز او را می دزدد.