کریسمس با باراندها مقدس است. مخصوصاً برای وینسنت، پدری که از دیدار مجدد تمام خانواده اش خوشحال است. وقتی فرزندانش در آخرین لحظه ملاقات خود را لغو می کنند، او فکر گذراندن هول را در سر نمی پروراند...