سم در ظاهر یک کانسان واقعی است، اما، در زیر همه اینها، تلاش می کند تا با قالب شهر خود سازگار شود. او که با از دست دادن و پذیرش دست و پنجه نرم میکند، خود و جامعهای از افراد خارجی را مییابد که در آن جا نمیشوند اما تسلیم نمیشوند.