ساگار، معروف به جکی، در میان عالم اموات جنایتکار، توسط دوستش ایندو برای نجات شوهرش مانو از گروه روزاریو که او را ربوده بودند، فرا می خواند. جکی به راحتی مانو را نجات می دهد، اما در پی آن جنگ باندی رخ می دهد.