دو پزشک جوان به نامهای آرجون و دیکشا عاشق هم هستند اما وقتی کسی دیکشا را میرباید و از آرجون اخاذی میکند و به او میگوید سه نفر را بکشد، خوشحالی آنها از بین میرود. آرجون دو مورد اول را دنبال می کند، اما همه چیز پیچیده می شود...