
توماس برای نامزدش ملانی زندگی بهتری میخواهد، برایان عصبانی است که او همین را گذرانده است، آیا برایان میتواند توماس را متقاعد کند که مشکلی دارد و از او بخواهد که قبل از عروسی به دنبال کمک باشد یا اینکه این اتفاق به یک تراژدی ختم میشود که ممکن است برای او اتفاق بیفتد...