دی جی و رادنی از ابتدا همدیگر را دوست ندارند. رادنی فکر میکند دیجی یک پسر مزرعهدار سفیدپوست نادان است، و دیجی فکر میکند که رادنی بیش از حد هوشمندانه به نفع خودش عمل میکند. پس از درگیری با اتوبوس مدرسه بین این دو، پدر دی جی و مادربزرگ رادنی...