گیتانجالی دیوی وظیفه یافتن یک عروس ایده آل برای نوه اش را به سیمار بهاردواج سپرد. جستجوی سیمار زمانی به پایان می رسد که او با همنام خود، سیمار نارایان، که آرزو دارد به عنوان یک خواننده بزرگ شود، ملاقات می کند.