سیامک که راننده مینیبوس است تصمیم میگیرد که میخواهد بمیرد و روز تولدش را برای این کار انتخاب میکند. قبل از آن او می خواهد تمام کارهایی را که در زندگی اش آرزو داشت انجام دهد. اما یک روز او با دختری آشنا می شود که زندگی او را تغییر می دهد.