جاستین از زندگی در خارج از کشور به امید ارتباط مجدد با دختر بیولوژیکی که برای فرزندخواندگی رها کرده بود باز می گردد. وقتی متوجه می شود پدرش کلبه خانوادگی را به خواهر ناتنی اش سپرده است، نقشه های او به هم می ریزد.