یک عکاس منطقهای، کارتیک، دراز کشیده روی تخت و آخرین لحظات زندگیاش را میشمرد، مأموریت اخیر خود را در گاتهای غربی به یاد میآورد، جایی که او یک دسته غریبه بینظیر پیدا میکند و وقتی برای یک گروفی ژست میگیرد، با معجزهای روبرو میشود...