آیدا از خانه دور می شود تا در دانشگاه اسلو روانشناسی بخواند. او نگران بیشتر چیزهای زندگی است، اما بزرگترین ترس او این است که یک عمل وحشتناک اتفاق بیفتد. و وقتی او با آکسل، گرگی تنها که تکرار می شود، ملاقات می کند...