پادشاهی که در نبرد نزدیک به شکست است، یک دختر دارد، به گفته راج گورو، او پادشاهی را با شاهزاده خانم به مکانی که در آن هیچ انسانی وجود ندارد، ترک می کند. اگر کسی وارد قلعه می شد، او را می کشت و اجساد مردگان را می خورد