هنگامی که خانم خانه دار ناراضی، جورجی، از فرصتی برای سرمایه گذاری در شهر کوچکشان می شنود، شوهرش راجر را تشویق می کند تا به داخل شهر بپرد. راجر به امید اینکه پول بتواند درمانی برای خانواده شان باشد، وارد دنیای تاریک خانه های کثیف می شود...