شان با نوالا ازدواج کرده است، که پس از اینکه یک شب از میخانه به خانه می آید با زن و شوهری خوش تیپ، با او دعوای آتشین دارد. نوالا در ماشین پیاده می شود و شان را در خانه رها می کند. وقتی صبح روز بعد از خواب بیدار می شود، خودش را می یابد