یه شون، یک موسیقیدان، و هوانگ دا، صاحب یک کسب و کار کوچک ساختمانی، که معمولاً از مسیرشان عبور نمیکردند، همدیگر را زمانی ملاقات کردند که در قرارهای نابینا بودند، از زمانی که زندگیشان شروع به درهم تنیدگی کرد. با این حال...