لوکاس 17 ساله سال آخر مدرسه شبانه روزی خود را می گذراند که مرگ ناگهانی پدرش همه چیزهایی را که او بدیهی می دانست در هم می شکند. پر از خشم و ناامیدی، او به دیدار برادر بزرگترش در پاریس می رود تا در این شهر جدید آرامش پیدا کند.