شریا گوتهام را به پدرش رت معرفی می کند. ژنرال هاریندرانات وارما و خانواده. به نظر می رسد که او فردی دوست داشتنی و دوست داشتنی است تا اینکه یک بازی موش و گربه بین ژنرال و گوتهام آغاز می شود که راز بزرگی را پنهان می کند.